مادر بودن را مشق مي كنم

نگرانم

چقدر نگران آينده شماهام با اين وضع مملكت تورم،ناامني براي اولين بار به مهاجرت فكر مي كنم به خاطر شماها وگرنه براي من ٣٧ساله هيچ جا كشور خودم نميشه حتي با تورم،حتي با جنگ ...
31 تير 1397

خونه جديد ،تير ٩٧

كامليا جانم كيامهرم دو هفته اَي ميشه به خونه جديد نقل مكان كرديم خدا رو شكر اينجا هم جامون بهتره،هم بزرگ تَر اسباب كشي واقعا سخت بود با دو تا بچه كوچيك و دست تنها.اما پدر سنگ تموم گذاشت.و همه كارها با قدرت و درايت انجام داد.و دست اش رو براي خونه خوبي كه برامون گرفت مي بوسم.خيلي گشت تا خونه رو پيدا كرد. چند روزي كه كيامهر جانم مامان رو هم مي گه..ماما...ماما... هنوز هم بهم چسبيده و جدا نشده كامليا رو مدتي كه كلاس باله ميره.علاقه اش به ورزش عجيب و غريب .تمام روز در حال ورزش.اميدوارم كه تو ورزش به جايي برسه.و مي دونم كه مي تونه تابستون گرم جزيره شروع شده و كمتر بيرون ميريم.
30 تير 1397
1