مادر بودن را مشق مي كنم

1

تولدت مبارک کیامهرم

کیامهرم....شاه من...شاه مهربان من یکسال گذشت از روزی که برای اولین بار تو به آغوشم دادن.یکسال سخت  شیرین.با اشک و لبخند.سخت بود اما روزی نبود که خدا رو برای داشتنت شکر نکنم.کیامهرم یکسال گذشت.به یکسال گذشته فکر می کنم به لحظاتی که برای ما خلق کردی.تا 5 ماهگی همش تو بغلم بودی .بغل ات می کردم راه می رفتم و می خوابیدی.خیلی خیلی بغلی بودی و هستی.البته من خودم نیازدارم تو آغوشم باشی .به اولین مریضی ات تو رامسر ...8 آذر که رفتیم شمال و بابا رفت باکو.تو به سختی مریض شدی.به اولین لبخندت.به فردای شب یلدا که شروع کردی به چهار دست و پا رفتن.به شب تولد مامان که برای اولین بار دست زدی.اعتراف می کنم که سخت بود مخصصا که گل قشنگم کاملیا هم کوچیک بود...
24 خرداد 1397

اولین گام های کیامهر م

9 خرداد کیامهر اولین گام هاش رو برداشت.و از اون روز تا حالا که 19 خرداد یه گام به چند گام ارتقا پیدا کرده.چند قدمی ور میداره و میفته. اولین قدمت مبارک عشق زیبای من.مرد بهاری من آرزو می کنم همیشه گام هات در مسیر پیشرفت و پیروزی باشه البته با تکیه بر اصول و ارزش  
19 خرداد 1397

اولین مسافرت کیامهر

برای تعطیلات نیمه خرداد که امسال مقارن بود با شب های احیا بصورت خیلی ناگهانی تصمیم گرفتم که یه سفری بریم.با داشتن دو بچه و نداشتن ماشین در سرزمین اصلی و پروازهای موجود که مرتب هر روز داشته باشه به اصفهان رسیدم.به سختی همسر رو راضی کردم و بلیط و هتل رو رزرو کردیم و دوشنبه عصر ساعت 5 رفتیم اصفهان. هتل عباسی بی نهایت زیبا بود.اما با وجود بچه ها سفر سفر راحتی نبود اما سعی کردیم به اندازه ظرفیت خودمون لذت ببریم. شب اول فقط شام خوردیم و خوابیدیم فرداش صبح رفتیم نقش جهان و خرید از بازار صنایع دستی عصر کلیسای وانک رو دیدیم متاسفانه به خلطر تعطیلات همه جاهای آثار باستانی تعطیل بود شام رو تو رستوران باغ شب نشین خوردیم روز دوم هم ب...
19 خرداد 1397
1