مادر بودن را مشق مي كنم

ورود به ماه 9

امروز 240 روز از بارداری ام میگذره و وارد ماه 9 شدم.دیگه باید کم کم جمع و جور کنم همه چی و آماده ورود کیامهرم باشم.همه چی طبق روال عادی داره می گذره.تقریبا بیشتر خریدام رو انجام دادم.یه سری خورده ریز مونده.حال عمومی ام تقریبا خوبه،یا شاید من صبرم بیشتر شده.سعی می کنم با کاملیا بیشتر وقت بگذرونم.یه وقتایی دلتنگ میشم.خیلی وقت که شمال نرفتم. سعی می کنم تو پست بعدی عکس خریدای کیامهر رو بذارم.   پی نوشت:از سال 80 بنا به دلایلی تو انتخابات شرکت نکرده بودم.جمعه انتخابات ریاست جمهوری و من #رای_می دهم #به_عقب_باز_نمیگردیم
25 ارديبهشت 1396

هفته 32 و کاملیا

این روزها کشان کشان همراه کاملیا هستم.تراکم برنامه ها زیاد شده و منم واقعا دلم نمیاد هیچ کدوم شون رو از دست بدم.به خاطر تو عشقم،کاملیا جان من.امروز هم اردوی محیط زیست برگزار میشه ساعت 6.اسممون رو نوشتم.یکشنبه هم برنامه پیتزا پزی در یک رستوران.دیروز تولد راستین.پریروز جشن یکسالگی کیدزکلاب.باید برم چکاب و سونو و وقت نمی کنم.کیامهرم تو هم به زودی میای پیشمون.و من مدتی نمی تونم به کاملیا اونجور که باید و شاید برسم.مجبورم الان از تمام توانم استفاده کنم.روزهای فرد رو با بابا میره پارک. تمام توانم،قطره قطره وجودم رو برای رشد و بالندگی شما می ذارم. شاد باشید و پیروز و سلامت
7 ارديبهشت 1396
1