مادر بودن را مشق مي كنم

1

سه سال و 4 ماه-شروع آموزش شنا

کاملیا گل قشنگم..... اونقدر گفتی و اصرار کردی  و خواستی تا بالاخره موفق شدی که من راضی کنی که کلاس شنا ثبت نامت کنم.جلسه اول رو دیروز رفتیم و تو خیلی راحت با بازوبند می تونستی روی آب بمونی و دست و پا بزنی...مربی ات که راضی بود و گفت استعدادت خوبه و زود یاد می گیری.حالا البته عجله ای ندارم.هفته ای یه بار می برمت تا هم کیف کنی و هم آموزش ببینی...خودم خوشحالم که شروع کردی چون می بینم که چقدر علاقه داری...همیشه پیروز و سلامت باشی  
25 دی 1395

هفته 17 تمام

پسرکممممممممممممممممم. تو سونوی هفته 15 فهمیدیم که تو یه پسر کاکل زری هستی.اول اش کاملیا خیلی ناراحت شد چون دلش یه خواهر می خواست...اما الان دوستت داره و مدام شکمم رو بوس می کنه و منتطر به دنیا بیای.خدا شکر که ایندفعه نیازی به سرکلاژ نداشتم و فعلا همه چی خوب پیش می گذره و البته این بار من صبورتر هستم و در برابر تهوع ها و سردردها و ...تحمل بیشتری دارم. برای همه چیز خدا رو شاکرم.برای بودن شماها(همسرم و دخترم و پسرم)....
25 دی 1395
1