مادر بودن را مشق مي كنم

1

بهانه های ساده خوشبختی

سال ها نماز خوندم اما حتی یه بار تو سجاده ام گل یاس نذاشتم حال نمی کنم سجاده ام رو باز کنم و چادر سفیدم رو بذارم و با عشق بخونم سریع چادر دم دستی رو ور می دارم و یه مهر از جا مهری و تند تند نماز می خونم واقعا این نماز هول هولی چه فایده داره به عشق نا تمام ما جمال یار مستغنی است......... روزی چند لیوان چای می خورم چون عاشق چای خوردنم. اما  سال هاست بدو بدو تو دم دست ترین استکان دسته دار معمولی می ریزم و هیچ وقت حال نکردم فنجان و نعلبکی چینی خوشگلم رو از کابینت بیارم بیرون و توی اون چای بریزم و حالش رو ببرم... چرا نمی تو نیم از بهانه های ساده خوشبختی نهایت استفاده رو ببریم.   ...
9 خرداد 1394

تو اگر دوست می خواهی...

مدت هاست دلم که می خواد یه دوستی داشتم که می تونستم باهاش برم گوشه یه کافه بشینم و به جای اینکه مجبور باشم عصا قورت داده بشینم و یه لبخند مصنوعی به لب داشته باشم و مرتب سرم رو به نشانه تایید تکون بدم و تعارف تیکه پاره کنم، آرنجم رو بذارم رو میز و دستم بذارم زیر چونه و چشمام به فنجون باشه و با بی حالی شکلات داغم رو هم بزنم و باهاش بی تکلف گپ بزنم ، اونم بدون اینکه راهکار بده نصیحت کنه و حرف الکی بزنه دستاش رو بذاره رو دستام و فقط گوش بده..... جای نگرانی نیست، همه چی زندگیم آروم و خوب،همه چی سر جاش..... فقط مدت هاست که بی دوست موندم
2 خرداد 1394
1