مادر بودن را مشق مي كنم

1

تجربه من راجع به ادرار سوختگی نوزاد

وقتی از بیمارستان به خونه اومدیم دیدیم متاسفانه پای کاملیا دچار سوختگی شده. از همون روز درگیر درمانش شدم و هر راهی رو امتحان کردم. اولش کرم موستلا رو زدم برای چند روز و برای ساعت ها بازش گذاشتم اما متاسفانه تاثیری نداشت. بعدش یک کرم ایرانی باتیوپ سبز رنگ که عصاره بابونه حنا بود استفاده کردم.اونم بی نتیجه بود. تو آفتاب باز گذاشتم.کالاندولا مالیدم و هیچ نتیجه  مثبتی حاصل نشد.......... تااینکه خیلی اتفاقی روغن ماساژ فیروز رو مالیدم.بعد یک بار استفاده کردم دیدم خیلی بهتر شده و بعد چند بار استفاده کردن پای بچه ام کاملا خوب شد. حالا کرم موستلا رو خیلی گرون بود رو کنار گذاشتم و بعد هر بار تعویض روغن فیروز می زنم و البته هر دفعه پی ...
24 آبان 1392

خاطرات شهر مامان

کاملیای من،گل من 28 روزت بود که برای اولین بار سوار هواپیما شدی و خدا رو شکر اصلا تو پرواز اذیت نشدی و مثل همیشه دختر خوب و عاقلی بودی. دو روز بعد عروسی دایی بود و تو عروسی همش خواب بودی و بابایی هم چسبیده بود بهت و من هم حسابی رقصیدم.خیلی خوش گذشت .فقط موقع برگشت به خونه تو ماشین خیلی گریه کردی ،یعنی گشنه بودی و لباس مامان جوری نبود تا بتونم تو ماشین بهت شیر بدم و برای اولین بار شرمنده ات شدم .منو ببخش مامان............. روز بعد عروسی تولد یک ماهگی ات رو خونه بابابزرگ گرفتیم.با یه کیک کوچولو،چون کیک عروسی دایی اونقدر بزرگ بود که دیگه هیچ کس میلی به کیک نداشت.آخر سر هم کیک رو به تکه های کوچیک تقسیم کردیم و رو بستنی گذاشتیم و خوردیم. ...
24 آبان 1392
1