مادر بودن را مشق مي كنم

1

لحظه دیدار نزدیک است

دختر گلم فردا میای تو بعلم .نمی دونی چقدر گیجم.اصلا نمی تونم به چیزی فکر کنم.استرس دارم.خدا کنه همه چی خوب پیش بره. خاله هات اومدن پیشمون.سرم شلوغ و کمتر می تونم فکر کنم. عزیزم تو پست بعدی ایشالله عکست رو میذارم و خاطره زایمان رو می نویسم.     دوستان گلم برام دعا کنید و اینو بدونین که دعاتون می کنم اگه قابل باشم.
23 شهريور 1392

36 هفته و 4 روز-دیگه آخراشه

دختر گلممممممممممممممممممممممم دیگه داریم به آخراش نزدیک می شیم.زمستون و بهار و تابستون رو با هم سپری کریدم و دیگه این روزهای آخر که تو دل مامانی. از اول بارداری نگران آخراش بودم از اینکه خیلی سنگین شم و نتونم بخوابم و راحت نفس بکشم.ولی تو اونقدر دختر مهربون و خوبی هستی که اصلا مامان این حالت ها رو ندارم.حالم نسبت به روزهای اول خیلی بهتره.شایدم به این خاطر اینکه دیگه استرس ندارم.دیگه می دونم تو رشدت کامل شده و تو شکم مامانی داری تپل می شی. هر پستی که میذارم میگم شاید آخرین پست بارداری باشه.هر چند دوست دارم 38 هفته ات تمام بشه و بعد به دنیا بیای.دوست دارم حسابی رشد کنی. عزیزم خیلی دوست دارم و بیصبرانه منتظر در آغوش گرفتنت هستم. &nbs...
11 شهريور 1392

هفته 35-بخشی از وسایل دخترمون

اینم بخشی از وسایل دختر گلممممممممممممم  البته مامانی اینو بدون که به خاطر استراحت که دکتر تجویز کرد و دست تنها فقط ضروریات رو خریدم.حالا ایشالله خودت که اومدی با هم میریم خرید. تشک بازی دخترم     کریر و کالسکه و ساک دخترم  کتابهای دخترم اسباب بازی های گلم وسایل آرایشی و بهداشتی دخترم وسایل حمام گلمممممممممممم     گهواره دخترمممممممم حوله و دورپیچ و دستمال ها بخشی از لباسهای گلممممممممممممم دست دوزی های مادرجون پتو اسپانیایی گلممممممم آماده برای رفتن به بیمارستان   ادامه دارد...................
11 شهريور 1392
1