مادر بودن را مشق مي كنم

1

هفته 20-دخترم زندگی من

دختر من می دونی که فکرش هم نمی کردم.تو دنیای منی،آرزوهای تحقق نیافته من. تو کودکی منی.تو فرصت دوباره منی برای جبران همه چیز.در تو جبران حسرت های گذشته رو می بینم. خیلی حرف باهات دارم.حرفهایی که سالهاست تو دلم تلنبار شده. نمی دونی چقدر خوشحالم. دخترکم میخوام از کودکیت لذت ببری،شاد باشی،رها باشی. همه برنامه هام در راستای هر چه شادتر بودت توا.نه یادگیری چهار تا حرف و عدد و ............ به نظرم این آموزشها مسخره میاد.تو باید لذت ببری از کودکی که کوتاهترین دوران زندگیت. دوست دارم رها بازی کنی ،نقاشی کنی،موسیقی گوش بدی،شنا کنی،برقصی....... دوست دارم عزیزممممممممممممممممممممممم  ...
21 ارديبهشت 1392

هفته 19-اولین تکونها

عزیز کوچولوی مامان چند روزیه که تکونات رو حس می کنم.نمی دونی چقدر شیرینه..... مخصوصا وقتی بستنی میخورم.تکون میخوری.دیگه الان خسابی قد کشیدی.جیگر مامان نمی دونم دختری ماه منی یا پسر خوشتیپم؟ دیگه دلم میخواد بدونم.میخوام صدات کنم.باهات حرف بزنم. این روزها دوتایی با هم خوش می گذرونیم.موسیقی موزارت گوش میدیم.شعر میخونیم.کتاب میخونیم.... دلم میخواد خریدات رو شروع کنم.کلی چیز برات دیدم.اما خوب باید کمی صبر کنم . دیگه به نیمه راه رسیدیم.این روزها خیلی سخت نمیگذره.هنوز سنگین نشدم و ویارم هم تموم شده. شمردن روزها و هفته ها هم خوب هم سخت.اما فعلا که داره زودمیگذره. تو خونه خیلی راحتم و از اینکه سر کار نمیرم خوشحالم. خدایا مراقب ...
10 ارديبهشت 1392
1