مادر بودن را مشق مي كنم

1

تولد مامان

سلام کوچولوهای مامان  2 روز پیش تولدم بود .بابا برام یه کیک قرمز خوشکل خرید.....توتمام عکس ها پیراهنم رو کشیدم بالا تا با شما عکس بگیرم  البته امسال بهترین هدیه زندگیم رو گرفتم شما بچه های نازم   دیشب رفتم دکتر، دکتر برام آمپول پرولوتن نوشت دادم خاله سارا از تهران برام بگیره و بفرسته 4 تا آمپول فکر کنم ماهی یکی برای جلوگیری از سقط...... حالا برام پست کرده تا یکی دو روز دیگه میرسه دستم.....   ...
14 ارديبهشت 1391

پرنس و پرنسسم

سلام جیگرهای مامان چقدر خوشحالم....امروز چهارشنبه اسن و من  با بابا دوشنبه رفتیم سونو.....خدایا این لحظه خوب رو قسمت تمام مادران منتظر بکن....خدایا دامن همه رو سبز کن....خدایا امید هیچکس رو ناامید نکن . . . اون سمت راستیه که تو سونوهای قبلی همیشه شیطون تر و فعال تر بود همیشه فکر میکردم پسره....دختر بود.دختر شیطون بلای من  و سمت چپیه که همیشه آروم بود یه پسر.پسر مهربون و آروم من  خیلی خوشحالم خداکنه صحیح و سالم بیاین بغلم ...
13 ارديبهشت 1391

هفته 19

سلام مامانی های من عزیزای مامان 19 هفتگیتون       مبارک  هنوز اسم ندارین قربونتون برم ، با بابایی سر اسم به تفاهم نمیرسیم، بعد از کلی گشتن نظر مامانی کارن و کاملیا است تا خدا چی بخواد......... مامانیا چرا تکون نمیخورین ؟ دلم تکوناتونو میخواد تا خیالم راحت شه که حالتون خوبه....به مامان علامت بدین،مامان منتظر علامتونه عزیزای دلم ...
13 ارديبهشت 1391
1