X
مادر بودن را مشق مي كنم
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهريور 1395 توسط نیلی |

موضوع :

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 شهريور 1395 توسط نیلی |

کاملیا گل قشنگم

ناراحتی و دلخوری وقتی پیش میاد که از یکی توقع داری،روش حساب خاصی باز کردی،بعد میبینی اونقدر که تو بهش اهمیت میدی و براش انرژی می ذاری اون برات انرژی نمی ذاره.به خواسته هات توجه نمی کنه

بعد فقط به یه نتیجه ی رسی

برای  انکه از کسی ناراحت نشی،برای اینکه دلت نشکنه،از هیچ کس توقعی نداشته باش.

ما فقط مسیول رفتارهای خودمون هستیم و نمی تونیم رفتارهای دیگران رو پیش بینی کنیم.

اگر دوستی می کنی،محبت می کنی،بی توقع باش تا خودت راحت تر باشی.

ضمن اینکه سعی کن آدم ها رو اشتباه نگیری همه ارزش مهر و محبت و دوستی رو ندارن عزیزم

موضوع : سال سوم زندگی

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 شهريور 1395 توسط نیلی |

کاملیا گل قشنگم

31 شهریور رفتیم شمال و 10 شهریور برگشتیم.

امروز 21 شهریور و چهار روز دیگه تولد تو دختر مهربون و شیرین زبون و بازیگوش من.امسال برات خیلی برنامه دارم.امیدوارم همونی بشه که من دلم می خواد.

از امروز کاراش رو شروع می کنم.

خیلی کار دارم و ایده و طرح

توکل به خدا ببینیم چطور میشه

امیدوارم بهت خوش بگذره

موضوع : سال سوم زندگی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 تير 1395 توسط نیلی |

بالاخره ام قورباغه مون رو قورت دادیم و تصمیم نهایی رو گرفتیم و جا به جا شدیم.

بهتره اصلا از اول شروع کنم.

سال 87 که ما زندگی مون رو شروع کردیم و سرنوشت جزیره کیش رو برامون انتخاب کرد(خودمون انتخاب نکردیم) بخت با ما یار بود و خدا کمک کرد و تو خونه ای متعلق به شرکت بود و مبلمان مختصری داشت زندگی مون رو شروع کردیم.همون سال اول کمی از کمی و کسری ها رو خریدیم و کم کم وسایل خودمون رو با وسایل شرکت جایگزین کردیم.اما از اونجاییکه که همه این وسایل با فاصله زمانی خریده شده بود هیچ سنخیتی با هم نداشت و همیشه از دیدن خونه های مرتب و جهیزیه های دیگران غبطه می خوردم (انکار نمی کنم) تصمیم گرفتیم همه چی رو از نو شروع کنیم مخصوصا اینکه از لحاظ مالی دیگه توان اش رو داشتیم.

خود خونه هم دیگه برامون کوچیک بود و دلم خونه بزرگ تر و دلبازتر می خواست.

حالا یه میانبر بزنم به سبک زندگی مردم جزیره کیش که جالب بگم اکثریت قریب به اتفاق خیلی خلاصه و سبک زندگی می کنند تو خونه های کوچیک.جوری که هر لحظه اراده کردن که برگردن به سرزمین اصلی وسایل جلوی دست و بالشون رو نگیره.که من این سبک زندگی رو اصلا نمی پسندم چون می بینم خیلی ها جوونی شون اینجا تموم میشه با همون زندگی ای که اصلا ازش لذت نمی برن.

دیگه تصمیمم رو گرفتم.اینجا خونه من ،روزهای من و عمرم اینجا داره به سرعت می گذره.دخترم داره بزرگ میشه.

باید یه فکر اساسی کرد و  این بود که از اول سال 95 رفتیم دنبال خونه و شاید بیش از 50 تا خونه دیدیم.فاکتورهای مهمی داشتم.یکی اش اینکه حتما تو شهرک صدف باشه.کابینت هاش زیاد باشه ،هر دو تا خواب کمد داشته باشه.دو تا سرویس داشته باشه.پر نور باشه.هال اش بزرگ باشه  و تمیز باشه....

و بالاخره خونه دلخواهون رو پیدا کردیم . تو همین مدتی که دنبال خونه بودیم کل مبلمان فروشی های جزیره رو بیش از 10 بار گشتم. سایت های که فروش اینترنتی داشتن و ...و بالاخره مبلمان مورد علاقه ام که وجود کاملیا تو انتخاب رنگ و مدل اش خیلی تاثیر داشت.

بالاخره جا به جا شدیم و من دکوراسیون خونه رو عوض کردم.

جا به جایی و اسباب کشی سخت تر از اونی بود که من فکر می کردم . هنوز هم کاملا جا به جا نشدیم اما خیلی حس خوبی دارم.تو خونه جدید راحتم و خوشحالم از اینکه جزیره کیش رو خونه خودم انتخاب کردم.

موضوع : سال سوم زندگی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 خرداد 1395 توسط نیلی |

روزها می گذره و تو بزرگ و بزرگ تر میشی و حرف هات برام عجیب تر.به خودم می گم این همون دختر کوچولوی من که حتی نمی تونست درست شیر بخوره ، حتی نمی تونست یه تکون کوچیک به خودش بده.حالا وقتایی که میرم تو اتاق ات سریع دنبالم میای و می گی مامان چرا رفت تو اتاقم؟چرا اجازه نگرفتی؟لباس هات رو تو ماشین می بینی می گی مامان چرا اجازه نگرفتی از من و لباس هام و گذاشتی تو ماشین.مامان چرا کلیپس من رو چرا زدی.

کلا این مقوله حریم خصوصی و اجازه برات خیلی مهم که البته آموزش های من نتیجه عکس داده.همیشه ازت خواستم وقتی به وسایل دوستات دست می زنی باید اجازه بگیری .وقتی وارد اتاق مامان و بابا می شی باید اجازه بگیری و ....

حالا تمام اون ها دونه دونه تحویل خودم میدی.وقتی اشتباهی می کنم و می گم ببخشید مامان حواسم نبود.می گی باید حواست رو جمع کنی.

وقتی باهات شوخی می کنم و خوشت نمیاد و می گم مامان شوخی بود.می گی شوخی خوبی نبود.شوخی نباید کسی رو ناراحت کنه

نمی دونم من تو رو تربیت می کنم یا تو من رو.

عشق کوچولوی من من رو ببخش کم برات می نویسم.

کلی حرف و ایده تو ذهنم برای نوشتن.اما وقت و تمرکزش پیش نماید.

موضوع : سال سوم زندگی

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 ارديبهشت 1395 توسط نیلی |

موضوع :

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 ارديبهشت 1395 توسط نیلی |

نمی دونم من مادر بی خیالی هستم یا برخی از مادرها خیلی حساس

وقتی تو پارک می بینم مادری یه کاسه پلو و خورشت سرد و ماسیده دستشون و به بچه طفل معصوم حین بازی و بدو بدو غذا می دن و التماس می کنن همین یه قاشق تموم ولی بازم دنبالش می دوان و می گن آفرین این یکی رو هم بخور........طقل معصوم مثل زهرمار این غذای ماسیده که جلوی گربه بریزی رو نمی خوره با زحمت و به عشق بازی قورتش می ده.آخه مادر عزیز شما خودت وقتی میدویی می تونی غذا بخوری .یه کمی فکر دستگاه گوارش اون کودک دلبندت باش.فکر معده اش،حس غذا زدگی که ممکن یه عمر درگیرش کنه و ....

شاید هم فکر کنید حتا بچه بد غذاست و مادر بیچاره مجبوره.اما من اینجوری فکر نمی کنم چون از ظاهر هر بچه ای میشه فهمید که آیا می خوره یا نه.هرچند اینجور بچه ها کم کم دچار بی اشتهایی بیمارگونه می شن و ...

به خدا بچتون از گشنگی نمیمیره .به خدا نیاز نیست اون بچه اندازه شما غذا بخوره.شاید یه روز یه تیکه نون ان رو راضی تر کنه.یه روز یه قاشق پلو.یه روز یه سیب....

 

موضوع : سال سوم زندگی

نوشته شده در تاريخ شنبه 4 ارديبهشت 1395 توسط نیلی |

تیکه کلام این روزهای گلم

 

من کوچولو بودممممممممممممممممممممممم .......................

موضوع :

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 ارديبهشت 1395 توسط نیلی |

صداش رو براي من بلند مي كنه:چرا دمپايي من رو گذاشتي اينجا؟؟؟؟

نگاهش مي كنم،نگاهش كه معناي ناراحتي و غم و كمي خشم مي ده

نگاهم مي كنه،پشيمون ميشه و مي گه:هيچ چي نشده ،هيچ چي نشده پسرم.

موضوع :

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 ارديبهشت 1395 توسط نیلی |

 

آهاي خانم هايي كه خونه تون از تميزي برق مي زنه

كابينت هاتون مرتب،كمدها تون مرتب.رو ميز تي وي خاك ننشسته،آينه خونه تون تميز و برق ميزنه،كف خونه تون پر از اسباب بازي نيست،سينك و گازتون برق مي زنه و ...

من عاشق همين خونه شلفته و ريخت و پاش خودمم،حرفي دارين؟!!!!!

(صرفا جهت خنك شدن دل خودم)

 

 

 

 

موضوع :

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 22 صفحه بعد
درباره وبلاگ

كامليا ،‌گل قشنگم 24 شهريور 1392 ساعت 9:30 صبح روز يكشنبه قدم به زندگي ما گذاشت و زندگي ما رو با حضورش درخشان كرد.

RSS

آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
آمار
افراد آنلاین : 11 نفر
بازديدهاي امروز : 1636 نفر
بازديدهاي ديروز : 2531 نفر
بازدید هفته قبل : 8309 نفر
كل بازديدها : 587855 نفر

POWERED BY
NiniWeblog.com
.